تبليغاتX
صدای دل عاشق

صدای دل عاشق

بدون شرح

وبلاگ جدید

یه وبلاگ جدید با آدرس http://ashegh.afsordeh.mihanblog.com/ ایجاد کردم ببینید
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 14:41  توسط یه عاشق افسرده  | 


 
آهسته و بي دغدغه گامهايم را روي برگها گذاشتم،گورستان نارنجي در نظرم

 
مثل بوستاني پر گل آمد و قامت بر افراشته سپيدارهاي زرين پوش،همچو پناهگاهي

 
بي اتكا در برابر تابش بي رمق خورشيد در مقابلم جلوه گر شد.سرمست از باده زندگي در

 
زير اين همه زيبايي و شكوه پاييز،گام بر داشتم و در حيرت زيبايي مرگ درختان به فكر فرو رفتم

 
مگر مي شود جز در قاموس خدا،جاي ديگر،مرگي بدين زيبايي يافت؟پرواز روح زندگي گياه را اينگونه

 
 روياگون تماشا كرد و بر خزانش اشك نريخت ؟ به  راستي ، مگر مي شود........................................
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 10:1  توسط یه عاشق افسرده  | 

مرد غریب

بازیکی با غصه هاش
داره آواز می خونه
وقتی غم تو دل باشه
                   دیگه مردن آسونه
 
قامتش خم شده از کوله ی سیاه غم
چی میخواد تو روزگار؟
جز خدا
                          کی می دونه؟
 
کی این مرد غریب مثل من پریشونه؟
می دونه همین شبو توی دنیا مهمونه؟
 
باز
یکی با بند غم
خودشو دار می زنه
     پشت خونه ی دلش
            غم داره داد می زنه
 
می دونه تو زندگیش
دیگخ خط آخره
رو سرش جغد اجل
داره پرپر می زنه
کی این مرد غریب مثل من
                               پریشونه؟
می دونه همین شبو
                    توی دنیا مهمونه؟
 
((فریدون فروغی))
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 9:54  توسط یه عاشق افسرده  | 

عاشقانه ترین عشق از آن من است

 
اين روزا شبا همش تو خوابمي
گاهي گريون،گاهي خندون كنارمي
اين روزا دوست داشتنت بغض راه گلوم شده
صبر و انتظارم پيش تو انگار ديگه تموم شده
اين روزا دوريِ تولحظه هاش روز به روزه
من كه قابل ندارم بذار دل نازم بسوزه
اين روزا آه نفسام بوي خاك دارن
انگاري روي دلم سنگ قبري ميزارن
اين روزا دلم ديگه هوايي نيست
بس كه حسرت به پا داره، ديگه به تن تواني نيست
اين روزا ديگه چيزاي خوب نمي بينم
از انبوه جملات جمله خوب نمي چينم
اين روزا،اين روزا سياه نويسي كارم
گلايه از زمين و زمون ،گرمي بازارم
اين روزا دارم عشقم و تاوان مي دم
عشق كه نه!حسرتامو قربوني بيكران مي دم

اين روزا سنگيني خواهشامو حس دارم
بي دلي و بي قراري هامو حس دارم
اين روزا سيگار، لبِ روي لباي من
مي و ساغر بي ساقيم ،همدم شباي من
اين روزا خلاصه دارم جون مي كنم
اما از مهربونم نمي تونم دل بكن
م
ashegh afsordeh
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 9:39  توسط یه عاشق افسرده  | 

ashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:0  توسط یه عاشق افسرده  | 

خانه ای ساختم

خانه ای ساخته ام
پلکانش همه مهر
دربهایش احساس
شیشه اش آینه ادراک است
آه اما خانه
 ساکنش درویش است 
آن تهیدست خیال
آن تهیدست رفیق
او کسی می خواهد رقبت یکرنگی در وجودش باشد
او کسی می خواهد که وجودش باشد
رنج ابیات دلش را خواند
هیجان نگهش را داند
او کسی می خواهد
نی لبک زن باشد
بربط و ضرب و سه تار
همه فرمانبر دستش باشند
ماه وخورشیدو فلک
  همه محو نگه نرگس مستش باشند
او تو را می خواهد
نغمه اش شیوا کن
خانه اش زیبا کن
ashegh-afsordeh

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 17:58  توسط یه عاشق افسرده  | 

...............................

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:50  توسط یه عاشق افسرده  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:48  توسط یه عاشق افسرده  | 

سخنی با دوستان عزیز

سلام دوستان از اینکه به وبلاگه من سر می زنین خوشحالم ولی یه گله ای دارم

چرا نظر نمی دین تا با نظرای شما من بتونم این وبلاگو بهترش کنم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 8:7  توسط یه عاشق افسرده  | 

jost for u

ashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 10:34  توسط یه عاشق افسرده  | 

اشک......

ashegh-afsordehashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 10:31  توسط یه عاشق افسرده  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 19:4  توسط یه عاشق افسرده  | 

منم عاشق مراغم سازگار است تو معشوقی تورا غم چه کار است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 17:29  توسط یه عاشق افسرده  | 

با همه ی لحن خوش آواییم

با همه ی لحن خوش آواییم

در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم دلم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 9:52  توسط یه عاشق افسرده  | 

ای کاش ...

ashegh_afsordehashegh_afsordeh

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:3  توسط یه عاشق افسرده  | 

غروب

ashegh-afsordeh

غروب عاشقان رنگش طلائیست     ولی افسوس آخرش مرگ و جدائیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 9:22  توسط یه عاشق افسرده  | 

ashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 9:10  توسط یه عاشق افسرده  | 

اسرار خرابات مستان دانند

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10:41  توسط یه عاشق افسرده  | 

حرف عشق بیهوده نیست

ashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:23  توسط یه عاشق افسرده  | 

دوستت دارم

ashegh-afsordeh
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:19  توسط یه عاشق افسرده  |